وبلاگ
«مامان، بیا اینو ببین!»«مامان، کمکم میکنی؟»«مامان، حوصلهم سر رفته!»اگر در خانه یک کودک کوچک دارید، احتمالاً این جملهها برایتان کاملاً آشناست. گاهی فقط آرزو میکنیم چند دقیقه فرصت داشته باشیم چایمان را تا آخر بنوشیم، یک تماس تلفنی را بدون وقفه جواب بدهیم یا حتی پنج دقیقه در سکوت بنشینیم.اما سرگرم شدن کودک همیشه به معنای روشن کردن یک کارتون یا گذاشتن اسباببازیهای بیشتری جلوی او نیست.گاهی اتفاقاً یک بازی ساده، هدفمند و متناسب با توانایی کودک میتواند او را برای مدتی درگیر یک فعالیت کند؛ فعالیتی که در آن خودش انتخاب میکند، امتحان میکند، اشتباه میکند، دوباره تلاش میکند و کمکم یاد میگیرد.اینجاست که بازیهای مونتهسوری جالب میشوند.
تا همین چند وقت پیش، پوشک یکی از چیزهایی بود که همیشه همراه کوچولوی ما بود؛ اما بالاخره روزی میرسد که کمکم سؤالهای تازهای سراغمان میآیند:«فکر کنم دیگه وقتشه پوشکش رو کنار بذاریم، نه؟»«از کجا بفهمم آمادهست؟»«با لگن شروع کنیم یا مستقیم بریم سراغ توالت؟»از پوشک گرفتن کودک شاید در نگاه اول فقط به معنی کنار گذاشتن پوشک باشد، اما برای کودک اتفاق بزرگتری در حال رخ دادن است. او قرار است یک مهارت تازه یاد بگیرد، پیامهای بدنش را بهتر بشناسد و کمکم انجام یکی از کارهای شخصی خودش را به عهده بگیرد.پس بهتر است این مسیر را نه یک مسابقه، بلکه یک فرایند یادگیری ببینیم؛ مسیری که ممکن است برای هر کودک شکل و سرعت متفاوتی داشته باشد.
اولین قاشق غذا برای هر کوچولویی یک اتفاق دوستداشتنی است؛ یک مزه تازه، یک تجربه تازه و شاید کلی قیافه بامزه هنگام امتحان کردن غذایی که تا قبل از آن نمیشناخته!از همینجا کمکم دنیای غذای کودک بزرگتر میشود؛ طعمهای جدید، بافتهای متفاوت و غذاهایی که هر بار میتوانند یک کشف تازه باشند. قرار نیست همهچیز از همان اول بینقص پیش برود. بعضی غذاها زود محبوب میشوند و بعضی دیگر شاید چند بار فرصت بخواهند تا مورد استقبال کوچولوی خانه قرار بگیرند.در این راهنما از اولین مزهها تا غذا خوردن مستقل پیش میرویم و برای هر مرحله، ایدههای غذایی ساده و متنوعی داریم؛ غذاهایی که مواد اولیهشان تا جای ممکن در دسترساند و میتوانند تنوع بیشتری به میز غذای کوچولوها بدهند.